معنی تمجع
5 بازدید
[ تَ مَ جْ جُ ] (ع مص) خرما در شیر آغشته خوردن. (تاج المصادر بیهقی). خرمای خشک با شیر خوردن یا شیر نوشیدن بر سر خرما. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). یقال: فلان لایزال یتمجع؛ پیوسته شیر می نوشد اندک اندک و بر آن خرما می خورد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تمجع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جع» برای سرودن شعر