معنی تمام ساختن
5 بازدید
[ تَ تَ ] (مص مرکب) پایان دادن : خورشید در دو هفته کند ماه را تمام حسن تو کارمن به نگاهی تمام ساخت. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «تمام ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر