معنی تمام سلاح
5 بازدید
[ تَ سِ ] (ص مرکب) شایک. (دهار). کاملاً مسلح. دارای اسلحهٔ کامل و بی نقص. شاک السلاح : و کوتوال قلعه کوه تیز با پیاده ای سیصد تمام سلاح با او نشاندند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۶۷). گفتند پنجاه هزار سوار و پیاده بودند همه ساخته و نیک اسبه و تمام سلاح و محققان گفتند چهل هزار بود. (تاریخ بیهقی ایضاً ص ۵۶۸). روز عید چندان سوار و پیادهٔ تمام سلاح به میدان آمد که اقرار دادند پیرمردان که بهیچ روزگار مانند آن یاد ندارند. (تاریخ بیهقی ایضاً ص ۶۰۴). رجوع به تمام و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تمام سلاح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر