معنی تلافی افتادن
6 بازدید
[ تَ اُ دَ ] (مص مرکب) جبران شدن. رسیدن پاداش چیزی یا عملی. دریافتن عوض : زندگانی خداوند دراز باد، تا جهان است چنین حالها می بوده است و این تلافی افتد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۵۵). رجوع به تلافی شود.
کلمات همقافیه با «تلافی افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر