معنی تقی اصفهانی
6 بازدید
[ تَ یِ اِ فَ ] (اِخ) وی برای کسب کمالات به هندوستان سفر کرد و مدتی در خدمت ابراهیم قطب شاه درآمد و سپس به حج رفت و در این سفر درگذشت. از اوست: لطف با غیر غایتی دارد جور با ما نهایتی دارد گوش بر حرف مدعی تا چند هر که بینی حکایتی دارد. (از قاموس الاعلام ترکی).[ تَ یِ اِ فَ ] (اِخ) وی به هندوستان رفت و در خدمت جهانگیر شاه درآمد و مربی شاهزاده پرویز گردید. این بیت از اوست: آن خون دل فشاند و این خون دل بخورد فرق اینقدر بود ز لب زخم تا لبم. (از قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «تقی اصفهانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر