معنی تقی

معنی تقی

6 بازدید
[ تَ ی ی ] (ع ص) پرهیزکار. (دهار) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج، اتقیاء و تُقواء. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). بمعنی ترسنده از خدا و مجازاً بمعنی پرهیزکار. (غیاث اللغات) (آنندراج): از تقی دین طلب ز رعنا لاف از صدف دُر طلب ز آهو ناف.سنایی. قصد آن کرده بود که ذیل عفاف و جیب صلاح و نفس تقی و عرض نقی این بنده را... به لوث خبث و فجور خود ملطخ گرداند. (سندبادنامه ص ۷۷).
[ تُ قا ] (ع مص) پرهیز کردن. (منتهی الارب). پرهیزکاری. (دهار) (مهذب الاسماء). تقاء. (ناظم الاطباء). || (اِ) پرهیز. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء): به سخا و به هدی و به بها و به تقی، خوش از خداوند سوی خلق جهانند و مشارند. ناصرخسرو. چون خرد افسر و تقی شد گاه خواندت جبرئیل شاهنشاه.سنائی. نهی بر اهل تقی تبغیض شد لیک بر اهل هوا تحریض شد. مولوی.
[ تَ ] (اِخ) نام حضرت رسالت پناه صلی اللََّه علیه و اله و سلم. (آنندراج). رجوع به محمد شود.
[ تَ ] (اِخ) لقب امام ثانی حسن بن علی المرتضی. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۲ ص ۲۱ شود.
[ تَ ] (اِخ) لقب امام محمدبن علی بن موسی الرضا، امام نهم شیعهٔ اثناعشریه است. رجوع به جواد شود.
[ تَ ] (اِخ) میرزا تقی خان امیرکبیر. رجوع به امیرکبیر شود.
[ تَ ] (اِخ) میرزا... از شعرای دورهٔ صفویه و معاصر شاه سلیمان است و این بیت از اوست: در فضای تنگ دل راحت نمیگیرد قرار گویی آبادانئی نزدیک این ویرانه نیست. (از قاموس الاعلام ترکی).
[ تَ ] (اِخ) (میرزا...) علی آبادی. صاحب دیوان انشاء فتحعلی شاه قاجار است. وی متخلص به «صاحب» بود. رجوع به مجمح الفصحاء در ذکر شعرای معاصر مؤلف و سبک شناسی بهار ج ۳ ص ۳۳۴ شود.
[ تَ ] (اِخ) دهی است از بخش شیب آب شهرستان زابل که ۳۹۸ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).

کلمات هم‌قافیه با «تقی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «قی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید