معنی تقی شوشتری
6 بازدید
[ تَ یِ تَ ] (اِخ) از شعرا و علمای ایران است وی به هندوستان مهاجرت کرد و در خدمت اکبرشاه مأمور تهیهٔ نثری از شاهنامه شد ولی در این کار توفیق نیافت از اوست: گرد ست نی دهد که برویت نظر کنم باری دهان بیاد لبت پرشکر کنم. (از قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «تقی شوشتری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر