معنی تقی‌الدین

معنی تقی‌الدین

5 بازدید
[ تَ قی یُدْ دی ] (اِخ) شیخ... علی الدوستی از هادیان طریقت در قرن هشتم هجری بود و امیر سید علی بن شهاب بن محمد همدانی عارف و مصنف معروف مدتی از محضر وی کسب روش طریقت می نمود. و رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۵۴۲ شود.
[ تَ قی یُد دی ] (اِخ) مکنی به ابوالعباس. احمدبن الشیخ المحدث کمال الدین محمدبن محمدبن حسن التمیمی از معارف زمان خود بود. او راست: حاشیه بر مغنی. حاشیه بر شفا. شرح النقایه فی الفقه و جز اینها. وی در سال ۸۷۲ هـ . ق. درگذشت و رجوع به حسن المحاضره فی اخبار مصر و القاهره صص ۲۱۸-۲۲۰ شود.
[ تَ قی یُد دی ] (اِخ) ابن محمدبن عبدالمومن الحصنی الحسینی مکنی به ابوبکر. از فقهای دمشق بود. به حصن که از قراء حوران است نسبت دارد او را تصانیف فراوان است از آن جمله: کفایة الاخیار. تخریج احادیث الاحیاء و تنبیه السالک علی مظان المهالک. وی در سال ۸۲۹ در دمشق درگذشت. (از اعلام زرکلی ج ۱ ص ۱۵۳).
[ تَ قی یُد دی ] (اِخ) ابوبکر احمدبن شهبهٔ دمشقی. رجوع به ابن شهبه شود.
[ تَ قی یُد دی ] (اِخ) عباس بن احمدبن عبیدالربعی. از دانشمندان است. وی در سنهٔ ۶۰۵ هـ . ق. در دنیسر متولد شد و در علم پزشکی و ادب بحد کمال رسید و از دنیسر به مصر رفت و سپس به شام بازگشت و در دمشق اقامت نمود و در بیمارستان الکبیر النوری در دمشق خدمت کرد و او را اشعار لطیفی است. رجوع به عیون الانباء ج ۲ صص ۲۶۷ -۲۷۲ شود.
[ تَ قی یُد دی ] (اِخ) عمربن شاهنشاه بن نجم الدین ایوب، ملک مظفر. که برادرزادهٔ صلاح الدین ایوبی و حاکم حلب در دوران جنگهای صلیبی بود. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۲ صص ۵۸۶ -۵۸۹ و قاموس الاعلام ترکی شود.
[ تَ قی یُد دی ] (اِخ) محمدبن علی بن رقیق القشیری، حافظ، مکنی به ابوالفتح. بسال ۷۰۲ هـ . ق. در مصر درگذشت. صاحب حبیب السیر به نقل از تصحیح المصابیح آرد که تقی الدین را مصنفاتی است که مانند آنها تألیف کرده نشده است. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۲۶۰ شود.

کلمات هم‌قافیه با «تقی‌الدین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید