معنی تقدم داشتن
7 بازدید
[ تَ قَ دْ دُ تَ ] (مص مرکب) پیش کردن. (ناظم الاطباء). مقدم بودن. پیش بودن بر کسی از جهت رتبه و مال و حق و جز اینها. رجوع به تقدم شود.
کلمات همقافیه با «تقدم داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر