معنی تغمد
6 بازدید
[ تَ غَ مْ مُ ] (ع مص) فروپوشیدن و پنهان داشتن و منهُ تغمداللََّه برحمته؛ ای غمره بها و تغمد فلاناً؛ ای ستر ماکان منهُ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). گناه پوشیدن و جز آن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). غریق رحمت کردن حق تعالی بنده را و گناه و عیب و جز آن را پوشیدن. (آنندراج): تغمد اللََّه برحمته؛ فروپوشاند او را خدای تعالی به بخشایش خویش. (یادداشت مرحوم دهخدا). تغمد اللََّه بالرحمة و الرضوان؛ جمله ای است که بجای رحمه اللََّه آرند: و چون ضعیفتر شد نیمه ای از قرآن برخواندی تا از دنیا برفت. تغمد اللََّه بالرحمة و الرضوان. (تاریخ بخارا ص ۶۶).
کلمات همقافیه با «تغمد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مد» برای سرودن شعر