معنی تغماق
6 بازدید
[ تَ ] (اِخ) یکی از امرای دربار الجایتو و ابوسعید بهادرخان بود و به اتهام توطئه ای علیه ابوسعید گرفتار امیرچوپان شد و اموالش را مصادره کردند. و رجوع به تاریخ مغول اقبال ص ۳۲۶ شود.
کلمات همقافیه با «تغماق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر