معنی تعنیف
4 بازدید
[ تَ ] (ع مص) درشت کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). درشتی کردن. (آنندراج). نرمی نکردن با کسی. (از اقرب الموارد). || سرزنش کردن. (تاج المصادر بیهقی). ملامت نمودن. (زوزنی). سرزنش و ملامت نمودن به درشتی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). به عنف و شدت و عتاب کسی را سرزنش کردن. (از اقرب الموارد). سرزنش نمودن. (آنندراج): با من خطاب و عتاب و تشدید و تعنیف فرماید. (سندبادنامه ص ۱۰۸).
کلمات همقافیه با «تعنیف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر