معنی تعنیس
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) دیر ماندن دختر در خانه بی شوی. یقال: عنست الجاریة و کذا عنست (مجهولاً)؛ ای طال مکثها فی اهلها بعد ادراکها حتی خرجت من عداد الابکار و لم تتزوج بعد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نادادن نکاح دختر را و دیر داشتن در خانه بعد رسیدگی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تعنیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر