معنی تطهیر دادن
5 بازدید
[ تَ دَ ] (مص مرکب) غسل دادن. پاک کردن. آب کشیدن : بس که آلودهٔ عصیان شده دل تا محشر دامنش را نتوان داد به زمزم تطهیر. علی خراسانی (از آنندراج). و رجوع به تطهیر شود.
کلمات همقافیه با «تطهیر دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر