معنی تطهیر کردن
5 بازدید
[ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) پاک کردن. شستن. || ختنه کردن : مثال داد تا کوشک کهن محمودی زاولی بیاراستند تا از امیران، فرزندان چند تن تطهیر کنند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۶۶). و رجوع به تطهیر شود.
کلمات همقافیه با «تطهیر کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر