معنی تشاوس
4 بازدید
[ تَ وُ ] (ع مص) نگریستن بگوشهٔ چشم از تکبر یا غضب و رخساره کژ کردن در آن حال. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). از گوشهٔ چشم نگریستن از کبر یا غضب. (از اقرب الموارد) (از المنجد). || کوچک کردن چشم و کشیدن پلکها در نگاه کردن. (از اقرب الموارد) (از المنجد): و هو یتشاوس فی نظره اذا نظر بمؤخر عینیه و مال بوجهه فی شق العین التی ینظر بها. (متن اللغة). || اظهار تکبر و نخوت کردن. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). || برگردانیدن سر و با یک چشم به آسمان نگریستن. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «تشاوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر