معنی تشاور
5 بازدید
[ تَ وُ ] (ع مص) مشورت کردن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی). کنکاش کردن. (منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء). تداول رأی و مشورت. (از متن اللغة). با یکدیگر مشاورت کردن. (از اقرب الموارد) (از المنجد): ... فان ارادا فصالا عن تراضٍ منهما و تَشاوُرٍ فلا جناح علیهما... (قرآن ۲/۲۳۳).
کلمات همقافیه با «تشاور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر