معنی تشاوش
4 بازدید
[ تَ وُ ] (ع مص) درآمیخته شدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). اختلاط قوم. (از متن اللغة). تهاوش. (اقرب الموارد) (المنجد). صاغانی گوید: که تشاوش مانند تشوش است و ابومنصور گوید آنرا در عرب اصلی نیست و از کلام مولدین است و اصل آن تهویش است بمعنی تخلیط و جوهری گوید تشویش تخلیط است. (از اقرب الموارد). و رجوع به تهاوش و تشویش شود.
کلمات همقافیه با «تشاوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر