معنی تسلل
5 بازدید
[ تَ سَ لْ لُ ] (ع مص) از میان گروهی بدرآمدن. (تاج المصادر بیهقی). بیرون آمدن از میان گروهی. (زوزنی). پنهان بیرون آمدن از میان چیزی یا عام است. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). به آهستگی و استخفاء از میان ازدحام یا تنگنا بیرون آمدن. (متن اللغة) (اقرب الموارد) (از المنجد). از میان مردم بیرون آمدن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی). || در پسها پنهان شدن. (زوزنی) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی). || اضطراب. (متن اللغة).
کلمات همقافیه با «تسلل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لل» برای سرودن شعر