معنی تزییل
4 بازدید
[ تَ زْ ] (ع مص) جدا وا کردن. (تاج المصادر بیهقی). جدا وا شدن. (زوزنی). جدا کردن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی). جدا کردن و پراکنده نمودن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تفریق. (متن اللغة) (اقرب الموارد) (المنجد). جدا کردن. (از متن اللغة): فزیلنا بینهم و قال شرکاؤهم... (قرآن ۱۰/۲۸).
کلمات همقافیه با «تزییل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر