معنی تر گردیدن
5 بازدید
[ تَ گَ دَ ] (مص مرکب) لطیف و تازه شدن : نرم و تر گردد و خوشخوار و گوارنده خار بی طعم که در کام حمار آید. ناصرخسرو. || مرطوب و نمدار شدن. و رجوع به تر و تر گشتن و ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تر گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر