معنی تر گشتن
6 بازدید
[ تَ گَ تَ ] (مص مرکب) مرطوب و نمدار شدن : سراپرده و خیمه ها گشت تر ز سرما کسی را نبد پای و پر.فردوسی. چو ابر زلف تو پیرامن قمر می گشت ز ابر دیده کنارم به اشک تر میگشت. سعدی. خم می به ناشستن آسوده تر که هرچند تر گردد آلوده تر.امیرخسرو.
کلمات همقافیه با «تر گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر