معنی ترنوط
5 بازدید
[ تَ ] (اِخ) قریهٔ بزرگ و آبادانی است بین مصر و اسکندریه که در ایام فتوح بین عمروبن عاص و روم بدانجا جنگی درگرفت. بر ساحل نیل واقع است و در آنجا بازارها و مسجد جامع و کنیسهٔ خراب بزرگی است که کتامه و قاسم بن عبیداللََّه آن را خراب کردند. در آن قریه دستگاه شیره گیری نیشکر و بستانهای میوه است و بیشتر میوه های اسکندریه از آنجا است و گویند: لاتطول الاعمار کما تطول بترنوط و فرغانه. (از معجم البلدان ج ۲ جزوهٔ۵ ص ۲۷).
کلمات همقافیه با «ترنوط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وط» برای سرودن شعر