معنی ترنوق
4 بازدید
[ تَ / تُ ] (ع اِ) گل تنک وقتی که آب نهر یا آب آبرو فرو شود در زمین. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ترنوق [ تَ / تُ ] و تُرنوقا، گل در نهرها. (اقرب الموارد). || مسیل گاهی که آب آن فرونشیند. (از اقرب الموارد) (از المنجد). و رجوع به ترنوقاء شود.
کلمات همقافیه با «ترنوق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وق» برای سرودن شعر