معنی ترنوازی
4 بازدید
[ تَ نَ ] (حامص مرکب) خوش خوانی مطرب. (غیاث اللغات). خوشخوانی و نیز بمعنی خوش زبانی از اهل زبان به تحقیق پیوسته که عبارت از کار خوب کردن است اما بیشتر استعمال ترنواز بمعنی مطرب تردست بود. (از آنندراج): زدی رود روان در پرده سازی به گوش خشک مغزان ترنوازی. زلالی (از آنندراج). و رجوع به تر و ترنواز شود.
کلمات همقافیه با «ترنوازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر