معنی واژه ترسه
5 بازدید
[ تَ سَ / سِ ] (اِ) قوت واهمه. (برهان) (انجمن آرا) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ تُ سَ / سِ ] (اِ) قوس قزح. (برهان) (از فرهنگ جهانگیری) (اوبهی) (انجمن آرا) (آنندراج) (ناظم الاطباء). آژفنداک. (ناظم الاطباء). آنرا تربسه و تربیسه و سرویسه نیز گویند. (انجمن آرا) (آنندراج).[ تَ رْ رَ سَ ] (اِخ) از قریه های الش است از توابع طلیطله در اندلس. (مراصد) (از معجم البلدان).[ تَ سِ ] (اِخ) دهی از دهستان کوهسارات است که در بخش مینودشت شهرستان گرگان و در ۲۷هزارگزی جنوب خاوری مینودشت و ۳هزارگزی دوزین قرار دارد. آب آن از چشمه سار و محصول آن غلات و ارزن و لبنیات و حبوب و ابریشم است. شغل مردم آنجا زراعت و گله داری است. صنایع دستی آنان بافتن پارچه های ابریشمی و شال است و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳). و رجوع به مازندران رابینو بخش انگلیسی ص ۱۲۹ و ترجمهٔ وحید ص ۱۷۲ شود.