معنی ترازو گشتن
6 بازدید
[ تَ گَ تَ ] (مص مرکب) ترازو شدن : نیم آگاه از زلف بلندش اینقدر دانم که از دلها ترازو گشت مژگان رسای او. صائب (از بهار عجم و آنندراج). و رجوع به ترازو شدن شود.
کلمات همقافیه با «ترازو گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر