معنی تذهیبی
6 بازدید
[ تَ ] (ص نسبی) منسوب به تذهیب. رجوع به تذهیب شود.[ تَ ] (اِخ) (مولانا...) از اصفهان است. شخصی است درویش نهاد و مصاحب و شوخ طبع در کار تذهیب و جدول کشی و افشان و کاغذ الوان و ابری سازی مهارت دارد. موقعی که حقیر به اصفهان رفتم بمناسبت همکاری ملاقات واقع شد. در مدت چند روز که آنجا بودم یک ساعت از احوال من غفلت نکرد و مساعدت از من دریغ نداشت، در واقع مصاحب خوبی است. این رباعی از اوست: ای آتش عشق در دل افروختگان وی خرمن عافیت ز غم سوختگان دانید که همت ز کیان باید خواست از بسته لبان و از نظردوختگان. (از تذکرهٔ مجمع الخواص ص ۲۴۰).
کلمات همقافیه با «تذهیبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر