معنی تذو
6 بازدید
[ تَ ذَ / ذُو ] (اِ) جانوریست سرخ رنگ و پَردار که بیشتر در حمامها و متوضا میباشد و او را بعربی ابن وردان گویند. (برهان) (آنندراج). ابن وردان، که جانوریست سرخ رنگ و پردار و بیشتر در گرمابه ها میباشد. (ناظم الاطباء). سوسک سرخ که بیشتر در حمامها و در بالوعه ها باشد. سنگم. (مهذب الاسماء). سوسکه. (خلاص نطنزی) (حاشیهٔ برهان چ معین). رجوع به تدو و ابن وردان شود.
کلمات همقافیه با «تذو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذو» برای سرودن شعر