معنی تحرک کردن
6 بازدید
[ تَ حَ رْ رُ کَ دَ ] (مص مرکب) جنبیدن. حرکت کردن. از جایی به جایی دیگر شدن : سرو اگر نیز تحرک کند از جای به جای نتوان گفت که نیکوتر از این میگذرد. سعدی.
کلمات همقافیه با «تحرک کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر