معنی تجنیس خط

معنی تجنیس خط

6 بازدید
[ تَ سِ خَ طط / خَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) این صنعت را مضارعه و مشاکله نیز خوانند و این چنان باشد که دو لفظ آورده باشد که در خط متشابه یکدیگر باشند و در نطق مخالف، مثالش از قرآن:{/B وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً ۷-۱۲۱۸:۱۰۴/}. دیگر: {/Bوَ اَلَّذِی هُوَ یُطْعِمُنِی وَ یَسْقِینِ . `وَ إِذََا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ ۱-۱۱۲۶:۷۹-۸۰/} . دیگر از کلام نبوی: اِیّاکمْ وَالمُشارةَ فَانَّها تُمیت الْغُرَّةَ وَ تُحْیی الْعُرَّة. و در کتاب شهاب این خبر چنین است: اِیّاکم و مشارَةَالناسِ فانَّها تدفِن الغرةَ و تُظهِرُ العُرةَ. و دیگر پیغامبر گوید: علیک بالیأس مِن النّاسِ. و از سخن امیرالمؤمنین علی قال فی الجراد: کُلهُ و کُلّهُ. و از سخن فصحا و بغایت نیکو است و بعضی با امیرالمؤمنین نسبت میکنند: غَرکَ عِزکَ فصارَ قصارُ ذلک ذُلّکَ فَاخش فاحِشَ فِعْلک فَعلَّکَ تُهدا بهذا. و دیگر من گویم: رُبَّ رَبِ غِنی غَبیّ سَرَّتْهُ شِرَّتُهُ فَجاءَهُ فُجاءَةً بَعدَ بُعدِ عِشرتِهِ عُسرتهُ. دیگر: نِعم النسبُ النشبُ. دیگر: المجالِسُ اَحلاها اَخلاها. دیگر: کلُ مَلهوفٍ اِلیهِ فَرارُهُ وَ لدَیهِ قَرارُه. پارسی: شب تاریک و راه باریک. شعر تازی: نصربن الحسن گوید: یا حُسنَ دارٍ تَعفت و طیب تلک المغانی کأنَّها هُنَّ لفظ و ما لها مِن معانی. مراست: به عادَ اَعْلامُ العلومِ عوالیا و اصبح اَثْمانُ الثناء غَوالیا. دیگر: لِقطبِ الملوک تَذِلُّ الرقاب و نحوَ هواهُ تَمیلُ النُّفوس عواطفهُ سابغاتُ الظلالْ وَ اَنعمهُ سائِغاتُ الکؤسْ. مثالش از شعر پارسی من گویم: در خدمت تو اسب معالی بتاختم وز نعمت تو نرد امانی بباختم. دیگر: همان خوشتر که نوشی اندرین مدت می صافی همان بهتر که پوشی اندرین موسم خز ادکن. مثال دیگر: تو مشکین خال و من چنین مسکین حال. (حدایق السحر چ اقبال صص ۱۰ -۱۲). و رجوع به المعجم چ مدرس رضوی چ ۱۳۱۴ هـ . ش. ص ۲۵۵ شود. و صاحب آنندراج آرد: نوع هفتم [ از انواع تجنیس ]، تجنیس خط، الفاظی در کلام آرند که در کتابت مانند باشند و در تلفظ متغایر: خوبان که گرد لب خط مشکین کشیده اند خط بر حیات عاشق مسکین کشیده اند. مراد مشکین بشین معجمه و مسکین بسین مهمله است. مثال تجنیس خط در نثر: پوشیده و پوسیده و نوشیده و جامه و خامه... (آنندراج). صاحب آنندراج علاوه بر اینکه تجنیس خط را نوع هفتم از انواع تجنیس قرار داده در نوع سوم نیز نظیر همین تعریف را آورده و بی آنکه نامی برای آن ذکر کند گوید: نوع سوم متحدالکتابة و متخالف النقاط و الحرکات. مثال ابراهیم حسین نصیری: خمارآلودگان را مژده باد ای دل که آن ساقی گوارا بادهٔ چون خون دشمن در سبو دارد. واله هروی: سراید ثنا جز تو گر دیگرا کند در دهانم زبانی زیانی. در شعر اول، چون و خون و در دوم، زبانی و زیانی متجانس. (آنندراج). جرجانی این گونه تجنیس را تجنیس التصحیف خوانده است. رجوع به تجنیس التصحیف شود.

کلمات هم‌قافیه با «تجنیس خط»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «خط» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید