معنی تجنیس زاید

معنی تجنیس زاید

6 بازدید
[ تَ سِ یِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) و مذیل نیز خوانند و آن چنان باشد که هر دو کلمهٔ متجانس بحروف و حرکات متفق باشند اما در آخر یک کلمه حرفی زیادت بود، مثال: هو حامٍ حامل لاعباءالامور و کافٍ کافل لمصالح الجمهور. دیگر: انا من زمانی زمانة و من اِخوانی فی حنانة. پارسی: مو سیاه تر از شب و شبه. نصربن الحسن المرغینانی گوید: فدیناه من خل موافٍ موافق و من صاحب وافٍ مصافٍ مصافقِ. من گویم: در حسرت رخسار تو ای زیباروی از ناله چو نال گشتم از مویه چو موی. وطواط (حدایق السحر). آنست که کلمهٔ متجانس از دیگری بحرفی زیادت باشد. (المعجم ص ۲۵۲). و یکی از اقسام بلاغت آنست که دبیر و شاعر دو لفظ به یک معنی بیارند و به آخر لفظ آخرین یک حرف زیادت کنند، چون نام و نامه و این قسم بتازی ستوده اند تا بغایت، چنانکه عنصری گوید (مضارع): آبست و زعفران حسد تو که حاسدت بر چشم چشمه دارد و بر چهره زعفران. مراد چشم و چشمه است. شاعر گوید (هزج): از جام بجامه چه شبانگاه وز جامه بجام چه تو شبگیر شیر است غذای کودک خرد شیره ست غذای مردم پیر. عسجدی گوید (هزج): تا پیل چو یک فریشم پیله اندر نشود بچشمهٔ سوزن شاها تو بزیر فر یزدان بدخواه تو زیردست اهرمن. دهقان فوزی گوید (مضارع): تا پیل مر سپه را بر تود توده کرد بنگر که زود مر همه را پاک زوده کرد بخش زمانه بد علم جان جلیل را ببرید تار و پود همه پاک پوده کرد این پادشا بتاختن سود رفته بود مر تازننده را طمع سود سوده کرد. عنصری گوید (مجتث): شده ست کام تو بر کامهٔ عطا صورت شده ست نام تو بر نامهٔ ظفر عنوان. محمد عبده گوید (متقارب): سهی سروم از ناله چون نال گشته سها مانده از غم سهیل یمانی. مراد سها و سهیل و ناله و نالست. (ترجمان البلاغة چ احمد آتش صص ۱۴ -۱۵). صاحب آنندراج در تعریف تجنیس زاید شرطی افزوده گوید: تجنیس زاید و ناقص و آن چنانست که لفظ دوم متجانس در عدد حروف کم یا بیش باشد، اگر اول است ناقص والا زاید، مثال ناقص: در فرقت روی خوب آن طرفه پسر از ناله چو نال هستم از مویه چو موی. موی ناقص از مویه. مثال زاید: باری نظری ز مردمی کن کز هجر تو چشم چشمه گشته ست. چشمه زاید از چشم است. (آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «تجنیس زاید»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ید» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید