معنی تب کلا
5 بازدید
[ تَ کَ ] (اِخ) از دیه های کلارستاق. رجوع به سفرنامهٔ مازندران رابینو ص ۱۰۸ و ترجمهٔ آن ص ۱۶۴ شود.
کلمات همقافیه با «تب کلا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لا» برای سرودن شعر