معنی تب آوردن
6 بازدید
[ تَ وَ دَ ] (مص مرکب) موجب علت تب شدن. گرفتار تب کردن کسی را: به حلوا گرچه طبعت میل دارد گر افزون خورده باشی هم تب آرد. (منسوب به نظامی).
کلمات همقافیه با «تب آوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر