معنی تباهکاری
5 بازدید
[ تَ ] (حامص مرکب) عمل تباهکار. خرابکاری. کاری زشت و بد کردن. افساد. تبهکاری. || فسق. فجور. || زنا. رجوع به تباه و دیگر ترکیب های آن شود.
کلمات همقافیه با «تباهکاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر