معنی تباهکیش
5 بازدید
[ تَ ] (ص مرکب) بدکیش. کافر: و قومی از امراء بدکنش تباه کیش را بی کیش و قربان فرمان شد. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «تباهکیش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر