معنی تباهکار
6 بازدید
[ تَ ] (ص مرکب) ضایع کار و فاسدکار و خراب کننده. (ناظم الاطباء). تبه کار. که کاری زشت کند. بدکار. طالح. عاصی. مفسد. فاسق. فاجر. سیاه نامه. رجوع به تباه و دیگر ترکیب های آن شود.
کلمات همقافیه با «تباهکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر