معنی تباهش
5 بازدید
[ تَ هُ ] (ع مص) فروآوردن: تباهشا بینهما الشی ء؛ فرودآورد هر یکی پیش دیگری چیزی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تباهش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هش» برای سرودن شعر