معنی تاسه گرفتن
9 بازدید
[ سَ / سِ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) خستگی و کوفتگی (اعضای بدن و غیره). || درماندن در رفتار از سستی. || دچار اضطراب شدن : چشم چون بستی ترا تاسه گرفت نور چشم از نور روزن کی شکفت. مولوی (مثنوی چ خاور ص ۸۰).
کلمات همقافیه با «تاسه گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر