معنی تاسه گیر
20 بازدید
[ سَ / سِ ] (نف مرکب) آنکه و آنچه تاسه آرد. آنچه بیم و اضطراب و گرفتگی گلو ایجاد کند. رجوع به تاسه گرفتن شود: وعده ها باشد حقیقی دلپذیر وعده ها باشد مجازی تاسه گیر. مولوی (مثنوی چ علاءالدوله ص ۵).
کلمات همقافیه با «تاسه گیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر