معنی تازهرس
5 بازدید
[ زَ / زِ رَ ] (ن مف مرکب) نورس. (آنندراج): بباغ درون از سموم نفس اثر دسته بندد گل تازه رس. ظهوری (از آنندراج). || جدید و نو. || اندکی پیش آمده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تازهرس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رس» برای سرودن شعر