معنی تأخیر فرمودن
5 بازدید
[ تَ ءْ فَ دَ ] (مص مرکب) واپس افکندن. مؤخر داشتن : از حقوق رعیت بر پادشاه آن است که... بهوی در مراتب تقدیم و تأخیر نفرماید. (کلیله و دمنه).
کلمات همقافیه با «تأخیر فرمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر