معنی تأخیر کردن

معنی تأخیر کردن

5 بازدید
[ تَ ءْ کَ دَ ] (مص مرکب) درنگ کردن. (ناظم الاطباء). دیر کردن. تأمل کردن : خیر زاد تو است در طلبش خیره خیره چرا کنی تأخیر.ناصرخسرو. ساعتی تأخیر کرد اندر شدن بعد از آن شد پیش شیر پنجه زن.مولوی. در شدن خرگوش بس تأخیر کرد مکر را با خویشتن تقریر کرد.مولوی. ملک گفت اگر در مفاوضهٔ او شبی تأخیر کردی چه شدی که من او را افزون از قیمت دادمی. (گلستان). باران نشاط اول این سال ببارید ابر اینهمه تأخیر که کرد از پی آن کرد. سعدی.

کلمات هم‌قافیه با «تأخیر کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید