معنی تأخیر برداشتن
5 بازدید
[ تَ ءْ بَ تَ ] (مص مرکب) تأخیر پذیرفتن. قابل پس افکندن بودن : و بر ایشان جاسوسان و مشرفان داری که این از آن مهمات است که البته تأخیر برندارد. (تاریخ بیهقی). اگر سلطان پرسد، این رقعت بدست وی باید داد که تأخیر برندارد. (تاریخ بیهقی). رجوع به تأخیر و تأخیرپذیر و تأخیربردار شود.
کلمات همقافیه با «تأخیر برداشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر