معنی بی خواهش
5 بازدید
[ خوا / خا هِ ] (ق مرکب، ص مرکب) بی خواستاری. بی طلب. || بی مقصود و بی قصد. (ناظم الاطباء). || بی اراده و بی میل. (ناظم الاطباء). بی خواهانی. || بی طوع و بی رغبت. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «بی خواهش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هش» برای سرودن شعر