معنی بیگزندگی
4 بازدید
[ گَ زَ دَ / دِ ] (حامص مرکب) خلاف حالت و چگونگی گزنده. بی زیانی. عاری بودن از اذیت و گزند و آزار. (ناظم الاطباء). رجوع به گزندگی شود.
کلمات همقافیه با «بیگزندگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر