معنی بیوگانی
6 بازدید
[ بَ ] (حامص) پیوگانی. عروسی. (حاشیهٔ لغت فرس اسدی) (اوبهی). عروسی و نکاح. (ناظم الاطباء). صاحب برهان نویسد: «عروس» را گویند چه بیوگ بمعنی عروس باشد. اما ظاهراً «عروسی» باید خواند و عروس سهو مطبعی است. (یادداشت لغتنامه). شادی. کتخدایی، که آنرا در ترکی طوی گویند. (غیاث): ساخت آنگه یکی بیوگانی هم بر آیین و رسم یونانی.عنصری. - جشن بیوگانی؛ جشن عروسی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بیوگانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر