معنی بیوگان
6 بازدید
[ بَ ] (اِ) پیوگان. عروس : بیک جا بر بیوگان و خسوران بیوگان دختران داماد پوران. (ویس و رامین از جهانگیری). رجوع به پیوگان شود.[ وَ / وِ ] (اِ) جِ بیوه، بمعنی زن شوی مرده : ستمدیده را دادبخشی کنی شب بیوگان را درخشی کنی.نظامی. و رجوع به بیوه شود.
کلمات همقافیه با «بیوگان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر