معنی بیوگ
8 بازدید
[ بَ ] (اِ) پیوگ. بُیوک. عروس. (اسدی) (برهان) (جهانگیری) (آنندراج). عروس. مقابل داماد. (ناظم الاطباء). عروس بود بلغت خراسانی. (اوبهی). عروس، نسبت به داماد و نسبت به مادر شوهر و پدرشوهر. (یادداشت مؤلف): بسا که مست درین خانه بودم و شادان چنانک جاه من افزون بد از امیر و بیوگ . رودکی. همه ساز عروسی کرده شهرو بیوگش ویسه و داماد ویرو. (ویس و رامین از جهانگیری و سروری). زن ویرو بود شایسته خواهر بیوگ من بود بایسته دختر. (ویس و رامین از جهانگیری). - نوبیوگ؛ نوبیوک. نوعروس : بس عزیزم بس گرامی شاد باش اندرین خانه بسان نوبیوگ .رودکی.
کلمات همقافیه با «بیوگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وگ» برای سرودن شعر