معنی بیهوش گردانیدن
7 بازدید
[ گَ دَ ] (مص مرکب) بوسیلهٔ داروی بیهوشی یا شیئی دیگر شخصی را بیهوش کردن. اِغماء. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «بیهوش گردانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر